تبلیغات
بسیج دانشجویی دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز

قیام امام حسین علیه السلام

 

شب اندیشه‌ام روز از حسین است                 نی‌ام را دم به دم سوز از حسین است

از آن ظلمت ستیزم همچون خورشید             که روحم غیرت آموز از حسین است

قیام امام حسین علیه السلام

 

یزید پس از معاویه بر تخت حكومت اسلامى تكیه زده و خود را امیرالمؤمنین خوانده و براى این كه سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت كند, مصمم شد براى نامداران و شخصیتهاى اسلامى پیامى بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور, نامه اى به حاكم مدینه نوشت و در آن یادآور شد كه براى من از حسین (ع )بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان.

 

حاكم این خبر را به امام حسین (ع )رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود: انا لله و انا الیه راجعون و على الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل یزید. آن گاه كه افرادى چون یزید, (شرابخوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاك كه حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمی كند) بر مسند حكومت اسلامى بنشیند, باید فاتحه اسلام را خواند. زیرا این گونه زمامدارها با نیروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بین می برند.

 

امام حسین (ع ) می دانست اینك كه حكومت یزید را به رسمیت نشناخته است , اگر در مدینه بماند به قتلش می رسانندش, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدینه به سوى مكه حركت كرد. آمدن آن حضرت به مكه , همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید, در بین مردم مكه و مدینه انتشار یافت , و این خبر تا به كوفه هم رسید. كوفیان ازامام حسین (ع ) كه در مكه به سر می برد دعوت كردند تا به سوى آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل , پسر عموى خویش را به كوفه فرستاد تا حركت و واكنش اجتماع كوفى را از نزدیك ببیند و برایش بنویسد. مسلم به كوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه اى روبرو شد, هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع ) با او بیعت كردند, و مسلم هم نامه اى به امام حسین (ع ) نگاشت و حركت فورى امام (ع ) را لازم گزارش داد.

 

هر چند امام حسین (ع ) كوفیان را به خوبى می شناخت , و بی وفایى و بی دینیشان را در زمان حكومت پدر و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم نمی توان اعتماد كرد, و لیكن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصمیم گرفت كه به سوى كوفه حركت كند.با این حال تا هشتم ذیحجه , یعنى روزى كه همه مردم مكه عازم رفتن به منى بودند  و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مكه برساند, آن حضرت در مكه ماند و در چنین روزى با اهل بیت و یاران خود, از مكه به طرف عراق خارج شد و با این كار هم به وظیفه خویش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پیغمبر امت , یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نكرده ,بلكه علیه او قیام كرده است

 

یزید كه حركت مسلم را به سوى كوفه دریافته و از بیعت كوفیان با او آگاه شده بود, ابن زیاد را (كه از پلیدترین یاران یزید و از كثیفترین طرفداران حكومت بنى امیه بود) به كوفه فرستاد.ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویى و ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهدید وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت , و مسلم به تنهایى با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت , و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهید شد.(سلام خدا بر او باد).و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتكار و بی ایمان كوفه را علیه امام حسین (ع ) برانگیخت , و كار به جایى رسید كه عده اى از همان كسانى كه براى امام (ع ) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع ) از راه برسد و به قتلش برسانند

 

امام حسین (ع ) از همان شبى كه از مدینه بیرون آمد, و در تمام مدتى كه در مكه اقامت گزید, و در طول راه مكه به كربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان میداشت كه : مقصود من از حركت , رسوا ساختن حكومت ضد اسلامى یزید وبرپاداشتن امر به معروف و نهى از منكر و ایستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدى هدفى ندارم . و این مأموریتى بود كه خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به كشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیرى خانواده اش اتمام پذیرد

رسول گرامى (ص ) و امیرمؤمنان (ع ) و حسن بن على (ع ) پیشوایان پیشین اسلام , شهادت امام حسین (ع ) را بارها بیان فرموده بودند. حتى در هنگام ولادت امام حسین (ع ),رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش را تذكر داده بود و خود امام حسین (ع ) به علم امامت میدانست كه آخر این سفر به شهادتش می انجامد, ولى او كسى نبود كه در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد, یا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن كس بود كه بلا را و شهادت را سعادت می پنداشت.(سلام خدا بر او باد)

 

خبر شهادت حسین (ع ) در كربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود كه عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته , از رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن على (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدین سان حركت امام حسین (ع ) با آن درگیری ها و ناراحتی ها احتمال كشته شدنش را در اذهان عامه تشدید كرد. به ویژه كه خود در طول راه می فرمود: من كان باذلا فینا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا. هر كس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد,همراه ما بیاید. و لذا در بعضى از دوستان این توهم پیش آمد كه حضرتش را از این سفر منصرف سازند، غافل از این كه فرزند على بن ابى طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر, و از دیگران به وظیفه خویش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد كشید.

بارى امام حسین (ع ) با همه این افكار و نظریه ها كه اطرافش را گرفته بود به راه خویش ادامه داد, و كوچكترین خللى در تصمیمش راه نیافت .سرانجام  رفت , و شهادت را دریافت . نه خود تنها, بلكه با اصحاب و فرزندان كه هر یك ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و كشته شدند, و خون هایشان شن هاى گرم دشت كربلا را لاله باران كرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقیمانده بسترهاى گناه آلود خاندان امیه ) جانشین رسول خدا نیست , و اساسا اسلام از بنى امیه و بنى امیه از اسلام جداست.

 

راستى هرگز اندیشیده اید اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع ) به وقوع نمی پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند, و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوت رانی هاى او و عمالش را می شنیدند, چقدر از اسلام متنفر می شدند, زیرا اسلامى كه خلیفه پیغمبرش یزید باشد, به راستى نیز تنفرآور است ... و خاندان پاك حضرت امام حسین (ع ) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت این شهادت رابه گوش مردم برسانند.و شنیدیم و خواندیم كه در شهرها, در بازارها, در مسجدها, در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نكبت بار یزید, هماره و همه جا دهان گشودند وفریاد زدند, و پرده زیباى فریب را از چهره زشت و جنایتكار جیره خواران بنى امیه برداشتند و ثابت كردند كه یزید سگباز وشرابخوار است , هرگز لیاقت خلافت ندارد و این اریكه اى كه او بر آن تكیه زده جایگاه او نیست . سخنانشان رسالت شهادت حسینى را تكمیل كرد, طوفانى در جانها برانگیختند, چنان كه نام یزید تا همیشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گردید و همه آرزوهاى طلایى و شیطانیش چون نقش بر آب گشت.

 

نگرشى ژرف میخواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت . از همان اوان شهادتش تا كنون , دوستان و شیعیانش , و همه آنان كه به شرافت و عظمت انسان ارج می گذارند, همه ساله سالروز به خون غلتیدنش را, سالروز قیام و شهادتش را با سیاهپوشى و عزادارى محترم می شمارند و خلوص خویش را با گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز میدارند. پیشوایان معصوم ما, هماره به واقعه كربلا و به زنده داشتن آن عنایتى خاص داشتند. غیر از این كه خود به زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش را بر پا می داشتند, در فضیلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار, گفتارهاى متعددى ایراد فرموده اند.

ابوعماره گوید: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم , فرمود اشعارى درسوگوارى حسین براى ما بخوان . وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گریه حضرت برخاست , من می خواندم و آن عزیز می گریست , چندان كه صداى گریه از خانه برخاست . بعد از آن كه اشعار را تمام كردم , امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام حسین (ع ) مطالبى بیان فرمود:

نیز از آن جناب است كه فرمود: گریستن و بی تابى كردن در هیچ مصیبتى شایسته نیست مگر در مصیبت حسین بن على , كه ثواب و جزایى گرانمایه دارد.

باقرالعلوم , امام پنجم (ع ) به محمد بن مسلم كه یكى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شیعیان ما بگویید كه به زیارت مرقد حسین بروند, زیرا بر هر شخص باایمانى كه به امامت ما معترف است , زیارت قبر اباعبدالله لازم میباشد.

 

امام صادق (ع ) می فرماید: ان زیارة الحسین علیه السلام افضل ما یكون من الاعمال . همانا زیارت حسین (ع ) از هر عمل پسندیده اى ارزش و فضیلتش بیشتر است .  زیرا كه این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است كه به جهانیان درس ایمان و عمل صالح می دهد و گویى روح را به سوى ملكوت خوبی ها و پاكدامنی ها و فداكاری ها پرواز می دهد. هر چند عزادارى و گریه بر مصایب حسین بن على (ع ) و مشرف شدن به زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشكوه و حماسه ساز كربلایش ارزش و معیارى والا دارد, لكن باید دانست كه نباید تنها به این زیارت ها و گریه ها و غم گساریدن اكتفا كرد, بلكه همه این تظاهرات , فلسفه دیندارى , فداكارى و حمایت از قوانین آسمانى را به ما گوشزد مینماید, و هدف هم جز این نیست و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینى آموختن انسانیت و خالى بودن دل از هر چه غیر از خداست میباشد و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضیه بپردازیم , هدف مقدس حسینى به فراموشى می گراید

تسـلیت به مناسبت تاسـوعا و عـاشورای حسینی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خوب گوش کن. می شنوی؟! 
انگار از دور دست ها صدایی می رسد. صدایی محزون و غریب
نه...! انگار صدا آنقدرها هم دور نیست. همین نزدیکی هاست. خوب گوش کن ببین می شنوی چه می گوید؟

"من برای اصلاح دین جدم و احیای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم"

این صدا چقدر آشناست. انگار که سالهای سال است هر شب و روز در گوشم زمزمه می شود و گویی که خوب صاحبش را می شناسم.

دوباره گوش کن. صدا نزدیک تر می شود. دقت کن ببین می شناسی صدا از کیست؟

"اگر دین جدم پیامبر(ص) جز با كشته شدن من استوار نمیشود، پس ای شمشیرها مرا دریابید"

نمی دانم. صدا برایم آشناست اما این حرفها را نمی فهمم. نمی شناسم این حرفها از کیست!

الله اکبر! برادر این صدای حسین(ع) است!

حسین؟ حسین کیست؟ كدام حسین را می گویی؟!

آهان، فهمیدم. همان حسین را میگویی که هر سال به بهانه محرمش، مشکی می پوشیم و صبح تا شب و شب تا سحر، سینه برایش می زنیم و عزاداری اش می کنیم.

همان که مداحان و مرثیه خوانان، حسین زهرا می خوانندش و از روضه ها و دردها و مصیبت هایش ناله سر میدهند.
همان که گفته اند با 72 تن از یارانش و با خاندان و اهل بیتش، در کربلا وارد شد و در برابر سپاه یزید ایستاد و جنگید و با لب تشنه شهید شد.

همان که... !
آری صدا را می شناسم. می گویند که حسین خیلی غریب بود. مظلوم و بی یار و یاور بود. الحق که چه سرگذشت تلخ و دردناکی داشت این حسین. باید سالهای سال برایش عزاداری کنیم و نوحه سر دهیم و سیه بپوشیم و بر سر و سینه زنیم. جانم به فدای حسین(ع) که پس از گذشت چهارده قرن هنوز هم مظلوم است!

آری برادر. من این حسین را می گویم و اما این تمام حسین(ع) نیست.

حسینی که من می شناسم، تمام اینها که تو گفتی در وصفش درست است، اما اینها تعریف حقیقی حسین(ع) نیست.
حسینی که من شناختم، حسینی بود که نمی خواست بهانه عزا و گریه من و تو باشد. نمی خواست که هزار و چهارصد سال بعد، من و تو، تنها به فکر مصائب و دردها و غربت و تشنگی اش باشیم و گریه کنیم و بر سر بزنیم.

حسین(ع) به کربلا نرفت تا ما تمام سال غرق کبیره و صغیره باشیم اما ده روز ابتدای محرم، سیه پوش شویم و ناله کنان به خیابان بریزیم که یا حسین و یا الهی العفو ...

برادر، حسین(ع) به کربلا نرفت تا من و تو، بهانه ای داشته باشیم برای گریه کردن و اشک ریختن. نه اینکه گریه و اشک بر عزای حسینِ زهرا ناپسند باشد که والله اجر قطره قطره این اشکها را تنها خدا می داند و بس.

اما برادر؛ 
حسین(ع)، به کربلا رفت تا مبادا اسلام، آنگونه که معاویه ها و عمر و عاص ها و یزیدها و شمرها و عمر سعدها می خواهند، اسلام سازش و تسلیم، اسلام زر و زور و تزویر، اسلام سرمایه داری منهای عدالت، اسلام کاخ های مرمرین، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلام اسلام شیطانی شناخته شود.

حسین(ع)، با تمام اهل بیتش، با زن و فرزند و کوچک و بزرگش، و با بهترین یارانش (که سلام و درود خدا بر آنها باد) به کربلا رفت، تا اسلام حقیقی زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا اسلامی که برایش سنگ ها به دندان محمد(ص) خورد و خاکسترها بر سرش پاشیده شد و جگر حمزه ها برایش دریده شد زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا اسلامی که فاطمه(س) برای دفاع از حریم ولایتش، درب به پهلویش كوبیده شد و محسنش شهید شد، زنده بماند.

حسین(ع)، رفت تا بیست و پنج سال سکوت و خانه نشینی علی(ع) و سلام های بی جوابش، معنا و مفهوم بیابد.

حسین(ع)، به کربلا رفت تا درخت نرمش قهرمانانه و عزت مدارانه حسن(ع)، ثمر پیدا کند.

حسین(ع)، برای دفاع از اسلام عدالت خواه، اسلام استکبار ستیز، اسلام مستضعفین و محرومان و در یک کلام اسلام ناب، به کربلا رفت و چه دردناک به شهادت رسید.

برادر، حسینی که من می شناسم، برای اطاعت امر خدا ولو به قیمت ارباً اربا شدن علی اکبر(ع) و پرپر شدن علی اصغر(ع) و قطع الیمین شدن عباس(ع)، به کربلا رفت. من از حسینی دم می زنم که حاضر شد برای رضای خدا، تمام خاندانش به اسارت شقی ترین دشمنان خدا درآیند تا مبادا اسلام ناب محمد(ص)، اسلام ناب علی(ع) و فاطمه(س)، اسلام ناب حسن مجتبی(ع)، رنگی به جز حقیقت نگیرد.

به راستی حسین(ع) کیست؟ چگونه زیست؟ چگونه سخن گفت؟ چگونه جانش را در راه معشوق نثار کرد؟

او فقط رضای خدا را جست و جان خویش و اهل بیت خویش و اصحاب خویش را با خداوند معامله نمود. تحمل تشنگی و رنجهای عاشورا و اسارت اهل بیت او برای رضای رب العالمین بود تا مکتب و دینش زنده بماند تا جامعه گرفتار در ظلم آزاد گردد.

او خواست مسلمانانی که پیامبر و علی و فاطمه را فراموش کرده بودند دوباره برگرداند، او میخواست مردم اسیر و برده دنیا و خواهشهای نفسانی خویش نشوند، او یاد و خاطره معاد را زنده گردانید، او میخواست مکتب توحیدی لا اله الا الله باقی بماند، او میخواست بیت المال مسلمانان که در دست جنایتکاران افتاده بود و همه حیف و میل میشد به مسلمین بازگرداند، او میخواست دوباره قرآن همراه با فهم حقایق تلاوت گردد، او میخواست به انسانهای جهان بفهماند که دیندار واقعی باشند و هیچگاه در مقابل ظلم ستمگران سکوت نکنند و تنها در سایه ی آگاهی از دنیا و همنوعان خود بندگی خداوند را شایسته خویش بدانند.

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ ، نام او، یاد او، خاطره شگفت انگیز او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاریخ براى همه نسل‏ها نیروبخش، حیات آفرین، پندآموز، امیدزا و انقلاب گستر است. به راستى كدامین ملت را میتوان سراغ گرفت كه با روح و خون حسین همگرایى كنند و به افتخارات معنوی آن نائل نشوند ؟ خون حسین، مایه حیات‏ بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملت‏ها دمیده مى‏شود و آنها را به زندگى فرا مى‏خواند و حضرت سیدالشهدا(ع) زنده جاویدى است كه هر سال، دوباره شهید مى‏شود و همگان را به یارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏كند و عظمت واقعه عاشورا و قهرمانانش را متجلی می سازد. باشد که با سیره و خلق وخوی او زندگیمان را رنگ الهی ببخشیم و به گونه ای دوستی با او و خاندانش را ابراز کنیم که چگونه زیستن، چگونه مردن، و آزادگی را از او درک نموده باشیم. چرا که شناخت هدف و سرلوحه قرار دادن آرمان های امام حسین(ع) سرآغاز درک آزادی و آزاد اندیشی است ...



با عرض تسلیت بمناسبت فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی به تمامی شیعیان و دوستداران اهل بیت بویژه شما سروران
گرامی ، و با این امید كه بتوانیم پیرو راستین و شایسته آن حضرت
باشیم و از معنویات و درسهای نهفته در این ماه عزیز استفاده لازم را ببریم.

محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشورا به پا شد
 با تشکر از خانوم اسدیان

مراسم عزاداری شب سوم شهادت امام حسین (ع)

مراسم عزاداری شب سوم شهادت امام حسین (ع)

http://uploadfa.net/uploads/13536812331.jpg

ورود به ماه محرم

تمام حاجت ما را خدا به ما داده

که از صفای حسینش به ما صفا داده

تمام آرزویم دیدن محرّم بود

که فیض درک عزا را خدا به ما داده

بهار اشک رسید و خدا به دیده ی ما

ز چشم حضرت زهرا کمی بُکا داده

به قیمت همه عالم نمی دهم هرگز

دل شکسته ی خود را که حق عطا داده

برای درک محرّم به خود رجوعی کن

که اصل طینت ما را ز کربلا داده

از آنکه هستی خود را تمام، داده حسین

خدا خداییِ خود را به خونبها داده

هر آنکه خدمت دائم در این حرم دارد

گرفته آنچه خدایش به انبیا داده


(شاعر:جواد حیدری)

درباره
    بسیج دانشجویی دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز
نویسندگان
ابر برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
....................................................
ذکر هفته
....................................................
....................................................

....................................................

استخاره آنلاین با قرآن کریم


Pichak go Up
سوالات دینی